واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
499
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
در ايالات نيز همان مشاغل و ديوانهائى كه در پايتخت وجود داشته ديده مىشده و ضمنا وزيران ايالتى « حاكم » يا « كدخدا » ( كلمهء اخير غالبا در تأليف بيهقى مشاهده مىگردد ) ناميده مىشدند . در زمان سامانيان و غزنويان مأموران ايالتى نيز در بسيارى از موارد توسط شخص پادشاه منصوب مى - گشتهاند « 1 » . مأموران مادون عريضهء استعفاى از خدمت را هم به نام امير ( يا شاه ) تنظيم مىكردند « 2 » . بعدها براثر توسعهء قرطاس بازى ، رئيس هر ديوان مأموران و ولات خويش را در شهرهاى ايالتى منصوب مىكرد « 3 » . روحانيان در كشور و دولت سامانيان بسيار محترم شمرده مىشدند « 4 » . ديديم كه بانى قدرت آن دودمان حكومت خويش را به يارى صدر روحانيان محل در بخارا استوار ساخت . علما از وظيفهء زمينبوسى در پيشگاه پادشاه معاف بودند . از ميان فقيهان مذهب حنفى عالمترين و شايستهترين فرد را برمىگزيدند و امور را به صلاحديد وى قطعوفصل مىكردند و خواستهاى او را مجرى مىداشتند و شاغلان مشاغل را به دستور او معين مىنمودند « 5 » . از سخنان سمعانى « 6 » مىدانيم كه اين شخص كه مقامش برابر مفتى يا شيخ الاسلام
--> ( 1 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 166 - 165 ؛ ( چاپ غنى - فياض 146 . ) ( 2 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 754 - 753 ؛ ( چاپ غنى - فياض 601 ) ( 3 ) - « متون » ، ص 42 ، 43 ( انشاء ) ، 75 ( بغدادى ، « كتاب التوسل » ) . ( 4 ) - گفتههاى سمعانى دربارهء زاهدى كه يكى از سامانيان بر تابوت او نماز خواند و شيخى كه وزير ابو على بلعمى تابوت وى را بدوش كشيد ، - « متون » ، ص 53 ، 67 . ( سمعانى ؛ چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمههاى « البابكسى » و « المزنى » ) . ( 5 ) - مقدسى ، 339 . ( 6 ) - « متون » ، ص 53 - 52 ( سمعانى ، چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « الاستاذ »